سفر قهرمان یکی از موضوعات جذاب ادبیّات داستانی جهان است. ادبیّات کودک نیز در این خصوص استثناء نیست. جستار حاضر به بررسی تطبیقی مراحل سفر قهرمان در دو داستان ماهی سیاه کوچولو و موش پرنده پرداخته است. برای بررسی تطبیقی مراحل سفر شخصیّت اصلی در دو اثر، از الگوی پیرسون و مار (1393) استفاده شد که شامل دوازده مرحله است: معصوم، یتیم، جنگجو، حامی، جست-وجوگر، عاشق، نابودگر، آفرینش گر، حاکم، جادوگر، فرزانه، و دلقک. دو داستان مذکور با زبانی ساده و کودکانه، به مقوله ی سفر اسطوره ای و کمال طلبی پرداخته اند. با وجود تعلّق این دو داستان به دو عصر و فرهنگ گوناگون، اشتراکات فراوانی میان آن دو وجود دارد. از آن جمله می توان به نکات زیر اشاره کرد: ژانر مشترک، مخاطب یکسان، انزجار قهرمان از روزمرّگی، هنجارشکنی قهرمان و برانگیختن مخالفت همنوعان، سفر انفرادی قهرمان، عزم و اراده ی راسخ قهرمان و تسلیم نشدن وی در برابر چالش ها، امیدواری قهرمان، یاری جستن از مرشد و راهنما، پرسشگری و کمال جویی و وجود شخصیّت های منفی و مثبت در هر دو داستان. ریشه ی همسانی و تطبیق پذیری دو اثر را می توان دغدغه های مشترک بشر در ترسیم مسیر کمال گرایی، حقیقت جویی و رسیدن به آرمان شهر دانست.